داستان
دیگه هیچچیزی نمیتونه یونگی رو به وجد بیاره. روزهاش توی یه چرخهی تکراری میگذرن؛ از سر کلاسهای دانشگاه رفتن گرفته تا مشروب خوردنهای بیهدف با همکلاسیها و سرپا نگه داشتن کانون گیتاری که دیگه چیزی ازش نمونده. تا اینکه یه روز با جونگوو آشنا میشه، دانشجوی سالاولیای که حسابی دلش میخواد نظر مثبت این دانشجوی سالبالایی رو جلب کنه.
هرچند شخصیت پرشور و شاد جونگوو حسابی روی اعصاب یونگی میره، اما یونگی نمیتونه انکار کنه که وقتی بهش فکر میکنه، یه گرمای کوچیک توی دلش حس میکنه. وقتی هم که جونگوو به کانون گیتار ملحق میشه، این حس گرم و شیرین توی سینهی یونگی بیشتر و بیشتر میشه. نکنه یونگی بالاخره کسی رو پیدا کرده که بتونه دوباره توی دل بیتفاوت و دلزدهش، جونی تازه بدَمِه؟
قفسهی من
📑 فهرست فصلها
عنوانها از MangaDex، ترجمهی خودکار
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
حالوهوای این اثر
چیزهایی که این اثر رو میسازه؛ هرچی پررنگتر، پررنگتر توی داستان.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.