داستان
برای پائولا حتی یه روز هم بدون یادآوری زشتی و قیافهی نازیباش نمیگذره. اما همین چهرهی زشت باعث شده بود از سرنوشت وحشتناک خواهرهاش در امان بمونه؛ نه مثل اونا به فاحشهخانه فروخته بشه و نه آخرش به شکل غمانگیزی بمیره.
تا اینکه پدر پائولا اونو میفروشه تا بهعنوان خدمتکار توی عمارت یکی از اشراف سرشناس کار کنه. پائولا اونجا کمکم میفهمه که برای اشراف، دخترهای روستایی چیزی بیشتر از یه نیروی کار مصرفی نیستن؛ هر وقت لازم باشن ازشون استفاده میکنن و وقتی دیگه به درد نخورن، راحت دورشون میندازن. اما پائولا توی یکی از ساختمانهای فرعی عمارت با کنت جوان بلونیتا روبهرو میشه؛ پسری که خانوادهاش اونو از چشم مردم پنهان کردهان و اجازه نمیدن کسی از وجودش باخبر بشه.
حالا پائولا باید از یه طرف خودش رو با خواستهها و اخلاقهای ظالمانهی اربابش وفق بده و از طرف دیگه، نقش خودش رو بهعنوان خدمتکار مخفی کنت بپذیره...
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.