داستان
«یومی» یه بازیگره که کلاً از عشق و رابطه هیچی سرش نمیشه؛ حالا تصور کنید چقدر وحشتزده میشه وقتی شب عروسیش میبینه توی یه رمان دارک و ترسناک در نقش «سلنه بلیاس» بیدار شده!
اما بر خلاف داستانِ توی رمان که شوهرش باید زندانیش میکرد، شوهرِ معروفش یعنی «دوک هیولا» وارس، مدام براش هدیه میآاره و میبرتش گردش. یومی هم ناخودآگاه عاشقش میشه... تا اینکه یه روز میفهمد قضیه از چه قراره؛ شوهرش فکر میکنه اون یه جادوگره و هنوز داره دنبال سلنهٔ واقعی میگرده!
حالا این بازیگر بیتجربه چطوری باید اولین عشق زندگیاش رو قانع کنه که همسرِ واقعیاش خودِ اوست؟ یا قراره از این نقشی که حقش نبوده هم بیرون انداخته بشه؟
قفسهی من
📑 فهرست فصلها
عنوانها از MangaDex، ترجمهی خودکار
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
حالوهوای این اثر
چیزهایی که این اثر رو میسازه؛ هرچی پررنگتر، پررنگتر توی داستان.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.