داستان
لیا دلیس وقتی یه مرد در حال مرگ رو پیدا میکنه که به کمک نیاز داره، اصلاً فکرش رو نمیکرد یه نفرین باعث بشه اون مرد بهش حمله کنه. برای همین هم با یه سنگ میکوبه توی سرش!
لیا که از کاری که کرده عذاب وجدان گرفته، ازش مراقبت میکنه تا حالش خوب بشه؛ اما بعد میفهمه اون مرد کسی نیست جز دیلیَن ساینیز، دوک بیرحم و معروف به هیولا. بدتر از همه اینکه دیلیَن حافظهش رو کاملاً از دست داده و به طرز عجیبی فکر میکنه لیا همسرشه!
حالا لیا باید قبل از اینکه این بهاصطلاح هیولا حافظهش رو به دست بیاره و یادش بیاد چه کسی با سنگ زده توی سرش، یه راهی برای فرار از دستش پیدا کنه!
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.