داستان
من یک کارمند دولتی بودم که برای گذروندن زندگی، مجبور بودم پارهوقت هم کار کنم. یک شب، وقتی داشتم در حال پخش سفارشها کار میکردم، یک ماشین با سرعت زیاد بهم زد و بیهوشم کرد. خاطرهی واضحی از مرگ زودهنگامم در یه تصادف رو دارم.
«...من جو هوی هستم؟»
در یک چشم به هم زدن، خودم رو در بدن پسر دوم خاندان رو به زوالِ جو گاچول پیدا کردم. این خاندان نه اونقدر نفوذ داره که حتی بتونه پرندهای رو از آسمون پایین بیاره و نه قدرتی داره که بتونه حرف خودش رو به کرسی بنشونه. تنها چیزی که براشون باقی مونده، کوهی از بدهیهای سنگینه که میتونه کل خاندان رو نابود کنه.
فقط یک راه برای نجات وجود داره!
«پدر، لطفاً خاندان جو گاچول رو به من بسپار.»
حالا داستان مرد موفقی که در زندگی قبلیش یک کارمند دولتی بوده و قراره از تمام دانش و تجربهای که به دست آورده برای نجات خاندانش استفاده کنه، شروع میشه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.