داستان
دو-هی همیشه آدمی بود که بقیه به راحتی ازش سوءاستفاده میکردن، تا اینکه یه مرگ افتضاح نصیبش شد و بعد دوباره توی یه رمان به دنیا اومد، اون هم در نقش یه شرور بدنام! ولی زندگی جدیدش اونقدرها هم بد نیست؛ چون حالا دِبورا سیمور، همون شروری که توی بدنش گیر افتاده، ثروتمندترین آدم دنیاست. پس دیگه چی میخواد؟ فقط کافیه خودش رو از دردسر دور نگه داره و از یه زندگی راحت و بیدغدغه لذت ببره...
البته یه مشکل کوچیک وجود داره: دِبورا طبق داستان قراره تبعید بشه به صومعه! حالا این دختر سابقاً مظلوم باید یه راهی پیدا کنه تا از یه پایان تلخ دیگه فرار کنه. اما آیا میتونه از پس دردسرهای شرور بودن بربیاد، یا این زندگی جدید هم قراره حسابی بلای جونش بشه؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.