داستان
«امپراتوری فیرنزه با نوری تازه و تاریکیای روبهرو خواهد شد، اما تاریکی نور را خواهد بلعید و امپراتوری را به نابودی خواهد کشاند.» در خاندان سلطنتیای که به موهای نقرهایاش شهرت دارد، شاهزاده آشتارته با موهای سیاه و متفاوتش از همان ابتدا نحس و بدشگون شمرده میشود.
خانوادهاش او را همان تاریکیِ پیشگوییشده میدانند و طردش میکنند. آشتارته فقط میخواهد دوستش داشته باشند و یادگرفتن جادو را تنها راه رسیدن به این خواسته میبیند. روزی به طلسمی از جنس سرنوشت برمیخورد که او را به مکانی ناشناخته منتقل میکند.
آنجا پسری به نام آبلیون الفورمان را مییابد که زنجیر به دست و پا دارد و گذشتهای تلخ او را رها نمیکند. آیا این دو میتوانند با همکاری هم به سرنوشت تاریکشان روشنایی بیاورند؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.