مرگت رو می‌بینم

—امتیاز خوانندگان

داستان

اسی اش توانایی عجیبی داره اون می‌تونه ببینه هر آدمی چه زمانی و چطور قراره بمیره. یه روز توی حیاط خونه‌ش با مرد زخمی‌ای روبه‌رو می‌شه و خیلی زود می‌فهمه که اون کسی نیست جز شاهزاده پل. اما چیزی که اسی رو وحشت‌زده می‌کنه اینه که بعد از ورود پل، تاریخ مرگ پدر و مادرش و بقیه‌ی اهالی روستا جلو می‌افته.

اسی از شاهزاده می‌خواد اونجا رو ترک کنه تا شاید اوضاع به حالت قبل برگرده. اما وقتی پل نجاتش می‌ده و نمی‌ذاره قاتل‌هایی که برادرش فرستاده بهش آسیبی برسونن، نظرش عوض می‌شه. اسی تصمیم می‌گیره همراه شاهزاده راهی پایتخت بشه، ولی یه سوال ذهنش رو رها نمی‌کنه؛ چرا قراره خودش باعث مرگ پل در آینده بشه؟

قفسه‌ی من

فصلی که تا اون خوندی

آمار خوانندگان هیکاری

همه‌ی این عددها از امتیازها و فهرست‌های کاربران همین سایت ساخته می‌شن.

توزیع امتیازها

وضعیت خوانندگان

جامعه

هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.

۱

سطح مشارکت:

امتیاز تو

از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.

خوندنش چه حسی داشت؟

یکی رو انتخاب کن.

محبوب‌ترین شخصیت

حال‌وهوای این اثر

چیزهایی که این اثر رو می‌سازه؛ هرچی پررنگ‌تر، پررنگ‌تر توی داستان.

نظرات

گزارش اشتباه

این بخش با کمک هوش مصنوعی نوشته شده. اگر چیزی نادرسته، بنویس تا بررسی و اصلاح شه.