داستان
ماجرا از اونجا شروع میشه که «امیلیا» توی یه بازیِ رمانس (عاشقانه) دوباره متولد میشه، اونم در نقشِ دوستِ حسودِ شخصیت اصلی یعنی «اوفلیا ویندروز».
امیلیا که میدونه اوفلیا قراره جوونمرگ بشه، تصمیم میگیره با تمام وجود دوستش داشته باشه و این دوتا طوری به هم نزدیک میشن که انگار خواهرن. بعد از مرگِ اوفلیا، امیلیا بساطش رو جمع میکنه و میره تا یه زندگی آروم و بیدردسر برای خودش دستوپا کنه.
طبق سناریوی بازی، سه تا پسرِ داستان باید از این غم استفاده کنن تا به دخترِ جدیدی که جایگزین اوفلیا شده نزدیک بشن؛ اما قضیه کاملاً برعکس میشه! بهجای اون دختر، هر سه نفرشون انگار بیشتر شیفتهٔ خودِ امیلیا شدن! حالا امیلیا چطوری قراره از پسِ این توجهها و علاقههای یهویی بربیاد؟ آیا بالاخره میتونه از زیر سایهٔ اوفلیا بیرون بیاد یا قراره همیشه تو سایه بمونه؟
قفسهی من
📑 فهرست فصلها
عنوانها از MangaDex، ترجمهی خودکار
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
حالوهوای این اثر
چیزهایی که این اثر رو میسازه؛ هرچی پررنگتر، پررنگتر توی داستان.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.