داستان
فکر میکردم وقتی توی یه سانحهی هوایی میمیرم، بالاخره از زندگی جهنمیم خلاص میشم، اما وقتی چشم باز کردم، دیدم وارد یه کابوس دیگه شدم.
این بار در بدن رودبکیا د بورجیا، یه شخصیت فرعی شرور از یه ناول تاریخی که قراره به دست شوهر آیندهش، ایسکه ون اومرتا، کشته بشه.
زندگی کردن کنار خاندان بههمریخته و عجیب بورجیا خودش به اندازهی کافی سخته، اما حالا بدتر از همه اینه که باید با مردی ازدواج کنم که طبق داستان قراره منو بکشه.
با این حال، هنوز یه راه برای نجاتم هست: باید کاری کنم که ایسکه، خانوادهش و حتی مردم کشورش باور کنن من یه دختر کاملا بیآزارم و هیچ خطری برای هیچکس ندارم.
فقط یه مشکل کوچیک وجود داره، قانع کردن آدمهایی که از قبل منتظر مرگت هستن، شاید اونقدرها هم آسون نباشه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.