داستان
الیشا د لاوئر که یتیم شده بود در صومعه زندگی میکرد و از زندگی آروم و شادش راضی بود. اما همهچیز وقتی تغییر کرد که خانواده د کارتیه که به داشتن قدرتهای جادویی معروف بودن سراغش اومدن. اعضای این خانواده مارصفت الیشا رو مجبور کردن قراردادی برای بردگی امضا کنه تا بتونن داراییهای ارزشمندش رو تصاحب کنن.
الیشا سالها زیر دست خانواده د کارتیه خدمت کرد تا اینکه سرانجام به دست همون کسانی که اسیرش کرده بودن به شکلی وحشتناک کشته شد. اما ماجرا به همینجا ختم نشد. درست وقتی چشمهاش رو برای همیشه بست دوباره به گذشته برگشت؛ انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده بود. الیشا که حالا فرصت دوبارهای برای زندگی داشت قسم خورد از د کارتیهها انتقام بگیره. برای این کار هم همدست مناسبی پیدا کرد: لوسرن دس کایاس که به دیوانگی شهرت داشت.
لوسرن هم یکی از اعضای طردشده خانواده دِ کارتیه بود و مثل الیشا قسم خورده بود از اونها انتقام بگیره. اما بیاعتمادی شدیدش به دیگران باعث شد فقط با یه شرط حاضر به بستن قرارداد با الیشا بشه؛ اون باید قبول میکرد با لوسرن ازدواج کنه.
این دو نفر وارد یه ازدواج ساختگی میشن تا رازهای خانواده د کارتیه رو برملا کنن و تکتک اعضای اون رو از سر راه بردارن. با این حال یه راز هست که هیچکدومشون نمیتونن ازش سر دربیارن: چرا به نظر میرسه قبلا همدیگه رو دیدهان؟
قفسهی من
📑 فهرست فصلها
عنوانها از MangaDex، ترجمهی خودکار
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
حالوهوای این اثر
چیزهایی که این اثر رو میسازه؛ هرچی پررنگتر، پررنگتر توی داستان.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.