داستان
جینهیوک یه دانشآموز نمونهست؛ درسخون و سختکوش. بیصبرانه منتظره روزی برسه که خونه و ماشین خودش رو داشته باشه. خوب میدونه که تنها راه رسیدن به آرزوهاش، قبولی توی یه دانشگاه درجهیکه. اون از زندگی تکراری مدرسه رفتن و درس خوندنش راضیه و مشکلی باهاش نداره. تا اینکه یه روز، وقتی برای کوتاه کردن مسیر از محلهی خلافکارا رد میشه، چشمش به پسری میافته که براش آشناست. نکنه همون پسریه که باهاش توی یه کلاس هستن؟ اما اون اصلاً از اون آدمهایی نیست که جینهیوک بخواد خودش رو باهاشون قاطی کنه. از اون آدمهاست که آخر و عاقبتشون به یه آدم بیخاصیت و بدبخت ختم میشه. جینهیوک رو بهتر از اینها تربیت کردن. اما... اسم اون پسره چی بود؟ هیچان؟ داره از دست پدرش کتک میخوره. نه، فقط باید به راهش ادامه بده. هیچان هیچ ربطی به اون نداره و نباید خودش رو درگیرش کنه. با این حال، انگار یه چیزی مدام باعث میشه مسیر زندگی این دوتا به هم گره بخوره... آیا هیچان همون چیزیه که جینهیوک برای بیرون اومدن از این زندگی یکنواخت و بیروح بهش نیاز داره؟
نکته: این اثر شامل چهار چپتر اضافه هم میشه.
قفسهی من
📑 فهرست فصلها
عنوانها از MangaDex، ترجمهی خودکار
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
حالوهوای این اثر
چیزهایی که این اثر رو میسازه؛ هرچی پررنگتر، پررنگتر توی داستان.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.