داستان
برای اینکه خانوادهم رو از یه سرنوشت شوم نجات بدم، قبول کردم به جای برادر دستوپاچلفتیم منشی امپراتور بشم. توی زندگی قبلیم توی کارم خیلی خوب بودم... البته اونقدر خوب که آخرش خودمو تا مرز از پا افتادن کار کشیدم، ولی خب بگذریم! مطمئنم از پس این یکی هم برمیام.
من هم وظیفهم رو بهعنوان منشی امپراتور ستمگر، مو به مو انجام دادم. حالا دیگه وقتشه استعفا بدم و بذارم داستان طبق روال خودش پیش بره. ولی وقتی درخواست استعفام رو مطرح کردم، امپراتور فقط گفت:«میخوای بمیری؟» اعلیحضرت، شما که همیشه از آدمها بیتفاوت بودین، پس چرا نمیذارین برم؟! فقط بذارین باقی عمرم رو با خیال راحت زندگی کنم!
نکته: تعداد چمترها شامل ۷ داستان فرعی و یک پیشدرآمد هم میشه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.