داستان
«پریما بل» وقتی از خواب بیدار میشه، با ناباوری میفهمه وارد رمانی شده که خودش نوشته؛ اون هم در نقش یه نقاش گمنام که قراره به دست شخصیت اصلی مرد داستان، «شاهزاده رینسیس»، کشته بشه.
دنیایی که پریما بل ساخته، هیچوقت با رینسیس مهربون نبوده. رینسیس علاوه بر اینکه کوررنگه، از تمام دوران زندگیش از طرف مردم طرد شده و همه ازش میترسن؛ چون یه پیشگویی دربارهش وجود داره که میگه: «کسی که در دنیایی سیاهوسفید گرفتار شده، امپراتوری رو در خون غرق خواهد کرد.»
پریما بل بعد از اینکه از نزدیک بدبختی و رنج رینسیس رو میبینه، تصمیم میگیره ثابت کنه این پیشگویی اشتباهه. اما برای این کار، باید نیمهی مقدر رینسیس رو پیدا کنه.
فقط یه مشکل وجود داره: پریما بل تقریباً هیچ اطلاعاتی از اون دختر نداره؛ فقط میدونه موهای مشکی و چشمهای قرمزِ تیره داره.
آیا پریما بل میتونه به رینسیس کمک کنه تا دنیا رو با تمام رنگهای زیبایی که داره ببینه و در نهایت به خوشبختی واقعی برسه؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.