داستان
دخترِ دوک بودن چه فایدهای داره وقتی همه توی خانواده تحقیرت میکنن؟ در حالی که خواهر و برادرهای سیلویا هم خوشگل بودن و هم بااستعداد، خودش رو همه به چشم یه دختر چاق و زشت میدیدن که اخلاق خوبی هم نداره. سیلویا برای اینکه توجه پدر سرد و بیتفاوتش رو جلب کنه، دست به کارهایی زد که در نهایت باعث شد از خونه طردش کنن و کارش به جایی برسه که خودش به زندگیاش پایان بده.
اما وقتی سیلویای جدید پنج سال قبل از مرگش چشم باز میکنه، دیگه براش مهم نیست بقیه دربارهش چی میگن. این بار میخواد زندگیاش رو اونطور که خودش میخواد پیش ببره. در دنیایی که پر از شیاطین و دزدهاست، باید از هر چیزی که در اختیار داره استفاده کنه و خودش رو برای یه زندگی کاملاً مستقل آماده کنه. وقتی بالاخره آماده شد، قراره با خانواده و آدمهایی که همیشه تحقیرش میکردن خداحافظی کنه و بره دنبال زندگی خودش...
اما یه چیز عجیبه؛ چرا آدمهایی که قبلاً حتی ذرهای بهش اهمیت نمیدادن، حالا یهو به سیلویا علاقهمند شدن؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.