داستان
هیلین بعد از اینکه به فرزندخواندگی کنت زکری درمیاد، بیشتر از ده سال توی خونهی اون زندانیه و تحت آزار و اذیت قرار میگیره. اما یه اتفاق تلخ باعث میشه به گذشته برگرده و دوباره خودش رو در هشتسالگی ببینه!
هیلین که اصلاً نمیخواد دوباره اون زندگی وحشتناک رو تجربه کنه، از خونه فرار میکنه و سر راهش با یه پسر شجاع و دوک کالیستو، مردی که همیشه از بقیه محافظت میکنه، آشنا میشه. اما وقتی یه معجون جادویی مشخص میکنه که هیلین به خاندان قدرتمند کالیستو تعلق داره، دوک که مطمئنه هیچ فرزندی نداره، با قاطعیت میگه امکان نداره هیلین دختر اون باشه!
پس راز تولد هیلین چیه؟ و آیا بالاخره میتونه خانوادهای پیدا کنه که واقعاً دوستش داشته باشن؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.