داستان
طبق یه پیشگویی، دوک اعظم فقط یه دختر خواهد داشت که با قدرت عنصر آب به دنیا میاد. کِیرا با اینکه هیچوقت محبت پدرش رو نداشته، از همون اول میدونه این قدرتها قراره به اون برسن. اما بعد از سالها زندگی کردن طبق قوانین و انتظارات خاندان اشرافی، همهچیز وقتی بههم میریزه که دختری به نام کوزت از راه میرسه و ادعا میکنه دختر واقعی دوک اعظمه.
در نهایت، کیرا به خاطر همین ادعا اعدام میشه و همهچیزش رو از دست میده.
اما سرنوشت یه فرصت دوباره بهش میده. کیرا وقتی دوباره چشم باز میکنه، میبینه به گذشته برگشته؛ درست قبل از اینکه همهچیز خراب بشه. این بار تصمیم میگیره اشتباهات گذشته رو تکرار نکنه. باید قبل از اینکه دوباره دیر بشه، مسیر زندگیش رو عوض کنه، برای خودش متحد پیدا کنه و حتی دوستهایی داشته باشه که واقعا بتونه بهشون تکیه کنه.
اما آیا این بار میتونه سرنوشتش رو تغییر بده؟ یا کوزت قبل از اینکه کیرا فرصت کنه همهچیز رو عوض کنه، نقشهی خودش رو عملی میکنه؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.