داستان
دایول در اتاق پرستار بیخبر صدای شوخی دو پسر را میشنود و ناخواسته میلهی پرده را میاندازد. وقتی پرستار وارد میشود، تهیون که چهرهای فوقالعاده جذاب دارد به او میگوید دایول قصد داشته او را ببوسد.
پیش از آنکه دایول بتواند سوءتفاهم را رفع کند، شایعه در مدرسه پخش میشود و بورسیهی تیراندازی با کمان او به خطر میافتد. بدتر اینکه تهیون کمترین پشیمانی نشان نمیدهد و بیپروا دور و بر دایول میپلکد.
رفتهرفته رابطهی این دو روی مرز باریک میان نفرت و عشق پیش میرود. این مانهوای کرهای با فضای مدرسهای و درام، داستانی عاشقانه و تلخ از بلوغ را روایت میکند.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.