داستان
وقتی یه موجود کوچولوی سیاه و شیطون رو بهعنوان دوستت داشته باشی، دیگه اینکه بقیه بهت بگن عجیبغریب، خیلی هم بد نیست!
بعد از یه انفجار، نام کانگ یتیم میشه، صورتش پر از جای زخم میمونه و تقریباً بیناییش رو از دست میده. با این حال، با کمک دوست خیالیش، یه موجود سیاه و بامزه به اسم اینکی، زورگوییهای هرروزهی بقیه رو تحمل میکنه. تا اینکه یه روز، نام بعد از کتک مفصلی که خورده از خواب بیدار میشه و میبینه همهی زخمهاش خوب شدن و بیناییش هم برگشته. اون توی مدرسهی جدیدش بالاخره فرصتی پیدا میکنه که مثل یه بچهی معمولی زندگی کنه. اما فقط زخمهاش نیستن که ناپدید شدن... دوست صمیمیش، اینکی، هم دیگه نیست.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.