داستان
آنجل از خجالت آب میشه وقتی میفهمه فنفیکی که دربارهی شاهزادهی خلعشده، ریبرن، نوشته، بدون اجازهش منتشر شده و برخلاف تصورش تبدیل به یه کتاب پرفروش و فوقالعاده محبوب شده.
اما ماجرا فقط خجالتآور نیست؛ این کتاب باعث میشه خاندان امپراتوری فعلی هم سراغ آنجل بیان و به جرم خیانت، دنبال سرش باشن! خوشبختانه هویا (Hoya)، خواهر ریبرن، بهش پیشنهاد محافظت میده؛ البته در ازای یه شرط: آنجل باید دنبالهی کتابش رو بنویسه و با این داستان جدید، اعتبار خدشهدارشدهی ریبرن رو دوباره سر جاش برگردونه.
مشکل اینجاست که ریبرن از همون اول از آنجل متنفره و بابت کتاب قبلی حسابی ازش دل خوشی نداره. حالا آنجل باید یجوری به این شاهزادهی سرد و ترسناک نزدیک بشه، از زیر اون ظاهر سرد و عبوسش سر دربیاره و برای نوشتن کتاب بعدی، از زندگی واقعی خودش الهام بگیره.
اما آیا آنجل میتونه یخهای ریبرن رو آب کنه و قبل از اینکه کار از کار بگذره، داستان جدیدش رو بنویسه؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.