داستان
بعد از اینکه پادشاه شیاطین شکست میخوره، با آخرین ذرهی قدرتش کاپیتان شوالیههای مقدس رو داخل بدن یه دختر ضعیف گیر میاندازه.
البته خودِ کاپیتان از اول هم دختر بوده؛ برای همین حالا که از زندگی قبلیش خسته شده و دیگه نمیتونه به بدن قبلی خودش برگرده، تصمیم میگیره از این فرصت استفاده کنه و با هویت دختر اشرافزادهای که توی بدنش گیر افتاده، یه زندگی لوکس و راحت برای خودش بسازه. اما خانوادهی جدیدش خیلی زود اونو به دردسر میاندازن و جونش رو به خطر میاندازن. برای همین تصمیم میگیره خودش رو به کلیسا برسونه تا بتونه هویت واقعیش رو ثابت کنه.
اما برای اینکه بتونه این کار رو انجام بده، در نهایت با کاپیتان نیروهای ویژه نامزد میشه! حالا باید دید میتونه هویت واقعیش رو ثابت کنه و در عین حال یه زندگی معمولی برای خودش داشته باشه؟ رابطهش با نامزدش به کجا میرسه؟ و مهمتر از همه، آیا این زندگی جدید چیزی فراتر از یه فرصت دوباره برای اونه؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.