داستان
داستان آتاناسیا، پرنسس طردشدهی امپراتوری اوبلیا، با اعدام شدنش به دست پدر خودش به پایان میرسه... یا شاید هم نه؟ سرنوشت تراژیک آتاناسیا در ناول «پرنسس دوستداشتنی» روایت شده، اما حالا زنی از دنیای مدرن که این ناول رو خونده، درست بهعنوان نوزاد آتاناسیا از خواب بیدار میشه؛ با تمام خاطرات خودش و اطلاعاتی که از داستان میدونه!
آتاناسیای کوچولو که میدونه چه سرنوشت شومی در انتظارشه، برای زنده موندن نقشهای میکشه: تا جای ممکن جلب توجه نکنه و هرچقدر میتونه اشیای باارزش جمع کنه تا بتونه هزینهی فرارش رو تأمین کنه. اما وقتی نقشهش اونطور که انتظار داره پیش نمیره، مجبور میشه روشش رو عوض کنه.
حالا برای اینکه دوباره به سرنوشت مرگ محکوم نشه، باید دل پدر خودش رو به دست بیاره؛ امپراتور زیبا و سردی که اگر نتونه نظرش رو جلب کنه، ممکنه دوباره همون سرنوشت تلخ رو براش رقم بزنه!
با این حال، در حالی که هرکس به دنبال هدف خودش هست، نقشهی آتاناسیا کمکم به آشوب کشیده میشه؛ ژانت مارگاریتا، خواهر تنی آتاناسیا، در آرزوی داشتن یک خانوادهست، اشراف بلندمرتبه برای بهدست آوردن قدرت با هم رقابت میکنن و سایهای از گذشتهی کلود، همهچیز رو تهدید میکنه.
توجه: این نسخه شامل ۱۰ فصل اضافه هم میشه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.