داستان
«تنها گناهم این بود که دوستت داشتم...»
آریستیا لا مونیک از بچگی بهعنوان فرزند برگزیدهی پیشگویی بزرگ شده بود؛ دختری که قرار بود در آینده همسر و همراه امپراتور بشه. اما همهچیز وقتی به هم میریزه که یک دختر دیگه، که معلوم میشه فرزند واقعی پیشگوییه، پا به قصر میذاره.
از همون لحظه، آریستیا رو کنار میذارن. نامزدش و حتی کل کشور بهش پشت میکنن و تمام چیزهایی که قرار بود مال آریستیا باشه، از عشق گرفته تا آینده و تاجوتخت، به جیاون میرسه. آریستیا بعد از یک عمر زندگی کردن طبق خواستهی دیگران، در نهایت چیزی جز مرگ نصیبش نمیشه... یا حداقل قرار بود اینطور باشه.
چون آریستیا بهجای اینکه برای همیشه بمیره، دوباره چشم باز میکنه و خودش رو در بدن دهسالهاش میبینه! این بار دیگه خبری از تسلیم شدن نیست. آریستیا تصمیم میگیره هر طور شده از سرنوشتی که براش نوشته شده فرار کنه و کنترل زندگی خودش رو به دست بگیره. این بار، خودش سرنوشتش رو رقم میزنه!
نکته: این نسخه شامل یک پیشدرآمد هم هست.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.