برخاستن از دل آخرالزمان

—امتیاز خوانندگان

داستان

۸ سال پیش، پدر "فرانسیس" که یه جنگجوی شجاع بود، بعد از اینکه موج عظیمی از هیولاها شهر "شارنویچ" رو درنوردید، به جرم ترک پستش دستگیر شد. فرانسیس مصممه بی‌گناهی پدرش رو ثابت کنه و نجاتش بده؛ اما این کار وقتی خودش یه جنگجوی سطح پایینه که فقط به خاطر پسر یه خائن بودن ازش متنفرن، اصلا آسون نیست. با این حال، وقتی اعضای گروهش بهش خیانت می‌کنن و ولش می‌کنن تا توی لونه هیولاها بمیره، همه‌چیز به شکل غیرمنتظره‌ای تغییر می‌کنه. با فعال شدن ناگهانی یه "سیستم جنگجوی" مرموز، زخم‌های مرگبار فرانسیس خوب می‌شن و مهارت‌های مبارزه‌ش هم ارتقا پیدا می‌کنن. فرانسیس مدت زیادی بعد از فرار از این خطر، متوجه می‌شه حقیقت اتفاقی که در شهر شارنویچ افتاده، داخل یه منطقه ممنوعه و خطرناک پنهان شده؛ منطقه‌ای که پر از هیولاهای سطح بالاست. حالا فرانسیس باید با "مارمولک‌ماهی‌ها" بجنگه و سطحش رو بالا ببره تا بتونه بالاخره پرده از حقیقت ماجرا برداره!

قفسه‌ی من

فصلی که تا اون خوندی

آمار خوانندگان هیکاری

همه‌ی این عددها از امتیازها و فهرست‌های کاربران همین سایت ساخته می‌شن.

توزیع امتیازها

وضعیت خوانندگان

جامعه

هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.

۱

سطح مشارکت:

امتیاز تو

از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.

خوندنش چه حسی داشت؟

یکی رو انتخاب کن.

محبوب‌ترین شخصیت

این تگ‌ها چقدر درستن؟

با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.

نظرات

گزارش اشتباه

این بخش با کمک هوش مصنوعی نوشته شده. اگر چیزی نادرسته، بنویس تا بررسی و اصلاح شه.