داستان
«ران تانگ» در کودکی وقتی تلاش میکنه دوستش رو از یک آدمربایی نجات بده، بینایی خودش رو از دست میده و بعد از اون، خانوادهاش هم طردش میکنن.
سالها بعد، یک برخورد اتفاقی باعث میشه «ژان لو» وارد زندگی ران بشه. ارتباطهای عجیب و غیرمنتظرهای که بین این دو وجود داره ــ از جمله نامزد بودن ژان لو با خواهر وحشتناک ران! ــ باعث میشه بارها و بارها سر راه هم قرار بگیرن.
ران هیچ علاقهای نداره با این پسر بد و دردسرساز کاری داشته باشه، اما ژان لو که معمولاً فردی سرد و گوشهگیره، نمیتونه جلوی کشش عجیبی که نسبت به ران پیدا کرده رو بگیره.
اون تقریباً حاضره برای اینکه ران رو در زندگی خودش نگه داره، هر کاری بکنه؛ بله، هر کاری!
اما یک مشکل وجود داره: ژان لو چطور میتونه به ران نزدیکتر بشه، وقتی خودش مدام چیزهایی رو از اون پنهان میکنه و اجازه نمیده حقیقت رو ببینه؟
نکات:
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.