داستان
ایروما سوزوکی همیشه سعی میکرد دیگران را راضی نگه دارد,حتی اگر این کار به قیمت آسیب دیدن خودش تمام شود. از بدتر اینکه، او پسر دو والد خودخواه است که در نهایت او را به یک شیطان میفروشند.
به لطف این کار کاملاً غیرمسئولانه، ایروما خودش را در دنیای شیاطین مییابد؛ جایی که باید بهعنوان نوهی یک شیطان سالخورده زندگی کند و به مدرسه برود. خوشبختانه، پدربزرگ جدید و مهربانش در کنارش است، اما ایروما باید راهی برای کنار آمدن با همکلاسیهای شیطانش پیدا کند؛ وگرنه ممکن است خورده شود.
او فقط باید همکلاسیهای رقیبش را مطیع کند، موجودات احضارشده داشته باشد و کارهای معمول یک شیطان را انجام دهد، بدون اینکه هرگز فاش کند انسان است... کار سختی نیست، نه؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.