داستان
«او حتی اسمش رو هم نمیدونست... فقط یاد گرفته بود هرکسی رو که دوست داره، از دست بده.»
موجودی ناشناخته به زمین فرستاده میشه؛ موجودی که در ابتدا هیچ شکل و هویتی نداره و فقط با لمس کردن چیزهای مختلف میتونه ظاهر و ویژگیهای اونها رو به خودش بگیره.
اما با ملاقات انسانها، کمکم چیزی بیشتر از قدرت به دست میاره: احساسات، خاطرات و معنای دوست داشتن.
او در طول سفرش با آدمهایی روبهرو میشه که هرکدوم چیزی بهش یاد میدن؛ از عشق و دوستی گرفته تا تنهایی و دردِ از دست دادن.
اما زندگی برای او ساده نیست؛ چون هر بار که به کسی وابسته میشه، ممکنه مجبور بشه برای همیشه باهاش خداحافظی کنه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.