پالادینِ سرزمین دوردست (The Faraway Paladin)

—امتیاز خوانندگان

داستان

در شهری از مردگان که مدت‌هاست ویران شده و فرسنگ‌ها با تمدن انسانی فاصله داره، یه بچه انسان تنها زندگی می‌کنه. اسمش ویل (Will)ـه و سه موجود نامرده بزرگش می‌کنن: یه جنگجوی اسکلت‌وار و سرسخت به نام بلاد (Blood)، یه کاهنه مومیایی‌شده و خوش‌رفتار به نام مری (Mary) و یه جادوگر شبح‌وار و بداخلاق به نام گاس (Gus). این سه نفر پسر رو غرق محبت می‌کنن و هر چیزی رو که بلدن بهش یاد می‌دن.

اما یه روز، ویل شروع می‌کنه به فکر کردن: «من کی‌ام؟»

ویل باید رازهای این سرزمین دورافتاده مردگان رو کشف کنه و گذشته پنهان این نامرده‌ها رو از دل خاک بیرون بکشه. باید عشق و رحمت خدایان نیک رو بشناسه و در کنار اون، تعصب و جنون خدایان شرور رو هم ببینه. و وقتی همه این‌ها رو فهمید، این پسر اولین قدم‌هاش رو در مسیر تبدیل شدن به یه پالادین برمی‌داره.

«بهت قول دادم. شاید یه کم طول بکشه، ولی همه‌چیز رو برات تعریف می‌کنم. این داستان مرگ قهرمان‌های زیادیه. داستان اینه که ما چطور مردیم و چرا تو اینجا بزرگ شدی.»

قفسه‌ی من

فصلی که تا اون خوندی

آمار خوانندگان هیکاری

همه‌ی این عددها از امتیازها و فهرست‌های کاربران همین سایت ساخته می‌شن.

توزیع امتیازها

وضعیت خوانندگان

جامعه

هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.

۱

سطح مشارکت:

امتیاز تو

از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.

خوندنش چه حسی داشت؟

یکی رو انتخاب کن.

محبوب‌ترین شخصیت

این تگ‌ها چقدر درستن؟

با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.

نظرات

گزارش اشتباه

این بخش با کمک هوش مصنوعی نوشته شده. اگر چیزی نادرسته، بنویس تا بررسی و اصلاح شه.