داستان
«خب دیگه، همهی اون راهزنها رو بهجای من بکش!»«نه، ممنون. حوصلهی کار کردن ندارم.»
اسم من کیما ماسوداست و بزرگترین علاقهم اینه که هر روز هیچ کاری نکنم!
اما یه شب سرنوشتساز، ناگهان به یه دنیای دیگه احضار میشم و اونجا با یه دختر بلوند جوون آشنا میشم که اسمش رو روکوکو میذارم.
به نظر میرسه بالاخره شانس بهم رو کرده و قراره از این به بعد یه زندگی فوقالعاده و بدون کار داشته باشم.
ولی با اینکه من حتی خوابیدن رو از غذا خوردن هم بیشتر دوست دارم، روکوکو ازم میخواد بهش کمک کنم!
«سیاهچال منو نجات بده! راستی، چون تو مستر سیاهچال هستی، اگه هستهی سیاهچال نابود بشه، تو هم میمیری!»
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.