داستان
«هیوری کوروسو» یه پلیس جوونه و دخترِ رئیس سابق پلیسه. اون یه توانایی عجیب و در عین حال دردسرساز داره: شبها خواب میبینه که یه نفر قراره روز بعد به قتل برسه.
اولین باری که این خوابها رو دید، مرگ پدر خودش رو پیشبینی کرده بود؛ اتفاقی که تأثیر عمیقی روی زندگی هیوری گذاشت. با گذشت زمان، این خوابها باعث میشن هیوری از بقیه فاصله بگیره و بین مردم به نوعی «فرشتهی مرگ» معروف بشه. حتی سر کار هم مدام به مشکل میخوره، چون پلیسها از این عادتش که بهخاطر خوابهاش ناگهان برای بررسی جنایتهای آینده راه میافته، چندان خوششون نمیاد.
بدتر از همه اینکه با وجود تمام این خوابها، هیوری تا حالا نتونسته حتی یه نفر رو از مرگی که پیشبینی کرده نجات بده؛ اتفاقی که فشار زیادی بهش وارد کرده.
اما همهچیز روزی تغییر میکنه که هیوری خواب ترور «کلاوس هایدا»، یه مرد خارجی مرموز و ترسناک رو میبینه. این بار موفق میشه جون کلاوس رو نجات بده و از این بابت واقعاً خوشحال میشه؛ ولی خیلی زود متوجه میشه که خود کلاوس هم آدم معمولیای نیست و روی تاریک و خطرناک خودش رو داره.
کلاوس برای یه شرکت خارجی کار میکنه و معتقده همکاری با هیوری به نفع هر دوی اونهاست. تواناییها و اطلاعاتش بدون شک میتونه برای هیوری مفید باشه، اما آیا هیوری واقعاً میتونه با همچین آدمی همتیمی بشه؟
داستان کوتاه اضافهشده: «آکومو ایموتو! اومارو-چان»
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.