داستان
کای و رن از سال اول راهنمایی تا سال دوم دبیرستان، نهتنها همیشه همکلاسی بودن، بلکه تمام این مدت کنار هم مینشستن. اما توی سال آخر دبیرستان، بالاخره اونها رو توی دو کلاس جدا میندازن و کای با گذشت هر روز، بیشتر احساس میکنه که داره از رن دور و دورتر میشه...
یه روز بعد از تعطیلی مدرسه، کای رن رو پیدا میکنه که توی کلاس خوابش برده. اون هم از فرصت استفاده میکنه و احساساتی رو که جرئت نداره به زبون بیاره، آروم زیر لب اعتراف میکنه... غافل از اینکه رن صداش رو میشنوه!
آیا اعتراف کای باعث میشه این دو نفر از هم دورتر بشن، یا جرقهای میشه که دوباره اونها رو به هم نزدیک میکنه؟
قفسهی من
📑 فهرست فصلها
عنوانها از MangaDex، ترجمهی خودکار
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
حالوهوای این اثر
چیزهایی که این اثر رو میسازه؛ هرچی پررنگتر، پررنگتر توی داستان.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.