داستان
قهرمان داستان، ایچیمورا تامیتو، مثل آهنربایی برای جنایتکاران است.
از همان زمانی که به یاد میآورد، همیشه جنایتکاران را به سمت خود جذب کرده است؛ از آدمربایانی که وقتی تازه نوزاد بود او را میربودند گرفته تا دزدهایی که اسباببازیهایش را میدزدیدند.
او مصمم است پس از نقل مکان به شهری جدید، زندگی تازهای را شروع کند و دوستان جدیدی پیدا کند، اما از همان ابتدای روز با انواع و اقسام جرم و جنایت روبهرو میشود.
پس از اینکه در روشنای روز با قاتلی مسلح به چاقو مواجه میشود، جان دختر جوانی را نجات میدهد که اتفاقاً همکلاسی خودش است.
اما چیزی درباره این دختر و حتی کلاس جدیدش عجیب به نظر میرسد.
به نظر میرسد توانایی عجیب قهرمان داستان در جذب جرم و جنایت و جنایتکاران روزبهروز بیشتر میشود؛ چراکه او متوجه میشود در کلاسی قرار گرفته که پر از جنایتکاران و افراد مظنون است.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.