داستان
در دورانی که کلیسا بر همهچیز حکم میراند و شکار جادوگران بهشدت رواج دارد، راهبی شمشیر به دست به شهری به نام بروکن بروک میرود.
آنجا با دختری به نام اَش آشنا میشود؛ دختری که در حال آموزش پرستاری است و به او کمک میکند زخمهایش را درمان کند.
اما بل نمیداند که درست وقتی کمکم با اَش آشنا میشود، قرار است بفهمد او واقعاً چه کسی است...
میدونستی؟
قفسهی من
فصلی که تا اون خوندی
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
۱
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.