داستان
نوئه، یک خونآشام جوان، در پاریس با وانیتاس روبهرو میشه؛ انسانی که با استفاده از کتاب افسانهای وانیتاس، خونآشامهای نفرینشده رو درمان میکنه. اما چیزی که نوئه رو درگیر میکنه، فقط راز این کتاب نیست؛ خود وانیتاسه.
وانیتاس همیشه با شوخی، غرور و رفتارهای تحریککننده فاصله میسازه. وقتی نوئه بهش نزدیک میشه، وانیتاس پسش میزنه؛ وقتی نوئه نگرانش میشه، وانیتاس احساساتش رو مسخره میکنه. انگار ترجیح میده دیگران ازش متنفر باشن تا اینکه کسی بفهمه واقعاً چه چیزی درونشه.
در مقابل، نوئه نمیتونه مثل وانیتاس بیتفاوت باشه. هرچه بیشتر باهاش همراه میشه، بیشتر متوجه میشه پشت اون لبخندهای ساختگی، تنهایی و زخمی وجود داره که وانیتاس حاضر نیست به کسی نشون بده.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.