داستان
چرا داریم این کارو میکنیم...؟
وقتی هاروهیرو به خودش میاد، اطرافش چیزی جز تاریکی نیست. نه میدونه چرا اینجاست و نه حتی میدونه این «اینجا» کجاست. چند نفر دیگه هم همراهشن؛ آدمهایی که اونا هم چیزی بیشتر از اسم خودشون یادشون نمیاد.
وقتی از زیرزمین بیرون میان، با دنیایی روبهرو میشن که انگار «دقیقا شبیه یه بازیه». هاروهیرو برای زنده موندن، با بقیه افرادی که توی همین وضعیت گرفتار شدن یه گروه تشکیل میده، مهارتهای مختلف رو یاد میگیره و به عنوان یه سرباز داوطلبِ تازهکار، اولین قدمهاش رو به دنیای گریمگار میذاره.
بدون اینکه بدونه چه چیزی انتظارش رو میکشه...
این داستان ماجراییه که از دل خاکسترها متولد شده.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.