داستان
ریوما موروُتو مخفیانه عاشق دوست دوران کودکیش، مائو ماناکا، شده. مائو در ظاهر یه دختر ۱۵ سالهی زیبا و باوقاره، اما در واقع دختری عجول و بسیار مصممه که وقتی تصمیمی بگیره، به این راحتیها بیخیالش نمیشه؛ ریوما هم به خاطر همین اخلاقش، اون رو به یه «بولدوزر» تشبیه میکنه.
رفتار مائو باعث شده بیشتر همسنوسالهاش ترجیح بدن ازش فاصله بگیرن و ریوما از اینکه تقریباً تنها کسیه که میتونه همیشه کنارش باشه، خوشحاله.
اما زندگی روزمرهی این دو وقتی تغییر میکنه که مائو با «هایاتو هونجو»، یه بازیگر تازهکار که هنوز نتونسته در دنیای سرگرمی برای خودش اسمورسمی پیدا کنه، آشنا میشه. ریوما خیلی زود متوجه تغییر رفتار مائو میشه؛ چون مائو بهشدت به مسیر حرفهای هایاتو علاقهمند شده.
مائو خیلی زود به ریوما میگه که به هایاتو علاقه پیدا کرده و برای نزدیکتر شدن بهش، تصمیم میگیره وارد یه آژانس استعدادیابی بشه و به توکیو نقل مکان کنه.
مدتی بعد، وقتی یه استعدادیاب هم ریوما رو برای ورود به دنیای سرگرمی کشف میکنه، ریوما تصمیم میگیره دنبال مائو بره؛ به امید اینکه شاید یه روز مسیر زندگیشون دوباره به هم برسه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.