داستان
سال ۵۲۶ بود. کل دنیا از وجود ساحرهها و تمریناتشون برای هنر بدنام جادوگری باخبر بودند. اگرچه اونها هیچ چیزی از مطالعه جادو نمیدونستند.
داستان ما محور یک مزدور نیمه انسان-هیولا میچرخه؛ انسانها با تحقیر، گونهی اون رو "جانوران راندهشده" (Fallen Beasts) خطاب میکنن. اون همیشه رویای انسان شدن رو داشت، اما یک روز ساحرهای رو دید که میتونست زندگیش رو برای همیشه تغییر بده.
"تو خواستار شکل انسانی هستی؟ پس محافظ من باش."
ساحره خودش رو یه عنوان "صفر/زیرو" (Zero) معرفی میکنه، و توضیح میده که به دنبال کتاب قدیمی منحصر به فردیه که راهزنها از لانهاش دزدیدهان. "کتابِ صفر" ظاهرا محتوای دانشی از جادوست که میتونه به راحتی دنیا رو به زانو در بیاره.
بنابراین، برای رسیدن به آرزوی انسان شدن، مزدور ما باید 'صفر' رو در مسیرش همراهی کنه. با این وجود که اون یکی از ساحرههایی بود که به شدت ازش نفرت داشت.
این داستان یک ساحرهی مغرور و یک هیولای خوشقلب است.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.