داستان
بخاطر معلولیت شنوایی، کوهِی اغلب مورد سوء تفاهم قرار میگیره و توی گذروندن زندگی توی دانشگاه مشکل دارد، بنابراین یاد میگیره که فاصله خودش رو حفظ کنه. این تا وقتیه که با تایچیِ رک و بشاش ملاقات میکنه. اون به کوهِی میگه که کمشنواییاش تقصیر اون نیست. حرف های تایچی از مکانیسمهای دفاعی معمول کوهِی میگذره و قلب اون رو باز میکنه. رابطه اونا، بیشتر از دوستی، کمتر از عشق، کوهِی رو برای همیشه تغییر میده.
میدونستی؟
قفسهی من
فصلی که تا اون خوندی
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
۱
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.