داستان
وقتی موجودات بیگانهای به نام "میمیک" به زمین حمله میکنن، کیجی کیرییا هم مثل هزاران سرباز دیگه مجبور میشه زره جنگی مخصوصی به اسم "جکت" بپوشه و راهی میدان نبرد بشه. اما کیجی خیلی زود توی نبرد کشته میشه و وقتی دوباره چشم باز میکنه، میبینه به صبح روز قبل برگشته.
از اون روز به بعد، کیجی هر بار دوباره وارد میدان نبرد میشه، میجنگه و میمیره؛ فقط برای اینکه صبح روز بعد همهچیز دوباره از اول شروع بشه. اما وقتی برای صد و پنجاهوهشتمین بار به این چرخه برمیگرده، یه پیام مرموز دریافت میکنه؛ پیامی از طرف یه سرباز زن که همه اون رو با لقب "فول متال بیچ" (Full Metal Bitch) میشناسن.
حالا کیجی باید بفهمه این سرباز مرموز چه نقشی توی سرنوشتش داره. آیا اون میتونه راه فرار کیجی از این چرخهی بیپایان باشه، یا قراره آخرین مرگش به دست اون رقم بخوره؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.