داستان
یوهاری با چشمهای بنفش عجیبش، همهی آدمها رو مثل ربات میبینه. این توانایی هم براش یه نعمت محسوب میشه و هم یه نفرین.
اون میتونه به پلیس توی تشخیص میزان خطر افراد کمک کنه، چون «مهارتش» بهش اجازه میده ویژگیهای رفتاری و تواناییهای فیزیکی آدمها رو مثل قطعات یه ماشین بررسی و دستهبندی کنه.
ولی همین دید عجیبوغریب باعث شده دوستاش ازش فاصله بگیرن و نتونه مثل بقیه با همسنوسالهاش صمیمی بشه.
البته یه نفر هست که همیشه طرفشه: هاتو «گاکو» مانابو، دختری از مدرسه که واقعاً برای یوهاری اهمیت قائل میشه.
وقتی یوهاری توسط یه سازمان مخفی استخدام میشه، دردسرهای واقعی تازه شروع میشن.
گاکو وارد دنیایی پر از راز و رمز، آزمایشهای کوانتومی و جهانهای موازی میشه؛ و تنها چیزهایی که برای پیدا کردن راهش داره، هوش و ذکاوت خودش و عشقیه که نسبت به یوهاری داره.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.