داستان
مایومی دختریه که پدر و مادرش رو در یه تصادف رانندگی از دست داده. اون نمیتونه با غم سنگین و احساس نفرت و خشمی که وجودش رو پر کرده کنار بیاد و تنها آرزوش اینه که دیگه هیچ احساسی نداشته باشه.
پنج سال بعد وقتی مایومی 18 ساله شده خواهرش اولین قربانی مجموعهای از اتفاقات عجیب و غیرعادی میشه. ماجرا از این قراره که افراد پیامکی دریافت میکنن که توش اسم یکی از اعضای بدنشون نوشته شده. بلافاصله بعد از دریافت پیام اون عضو بدون اینکه دردی احساس کنن یا خونی از دست بدن از بدنشون جدا میشه و کاملا ناپدید میشه.
در ابتدا کانو دوستپسر سابق خواهر مایومی به این جنایتها مظنون میشه چون پیامکها از شماره تلفن اون فرستاده شدن. اما مایومی بهسختی میتونه باور کنه کسی که همیشه مثل برادر بزرگترش بوده دست به چنین کار وحشتناکی زده باشه. برای همین تصمیم میگیره حقیقت پشت این موج ناگهانی از جنایتها رو کشف کنه. اون باید بفهمه خودکشی دوستدختر سابق کانو در روز کریسمس پنج سال پیش چه ارتباطی با این ماجرا داره و همینطور سر از راز هوش مصنوعی بسیار پیشرفتهای دربیاره که کانو در همون دوران روی طراحی اون کار میکرده؛ پروژهای که از اون زمان به بعد متوقف شده.
قفسهی من
📑 فهرست فصلها
عنوانها از MangaDex، ترجمهی خودکار
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
حسوحال اعضا
اعضای هیکاری دربارهی این اثر چی میگن. تو هم بگو؛ هر رأی همینجا حساب میشه.
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰محبوبترین شخصیت
حالوهوای این اثر
از AniListبا ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.