داستان
«یک شب کافی بود تا کانکی بفهمد یا باید شکار کند... یا شکار شود.»
کانکی کن فقط دنبال یک زندگی آرام بود؛ اما ناگهان وارد دنیایی پنهان از انسانها میشود؛ دنیایی که غولها برای بقا میجنگند و هیچکس در امان نیست.
حالا او بین دو جهان گیر افتاده؛ جایی که باید با گرسنگی، ترس و حقیقتهای تاریک این دنیا روبهرو شود.
اما هرچه بیشتر برای انسان ماندن تلاش میکند، بیشتر به چیزی نزدیک میشود که از آن وحشت دارد...
چون در این دنیا، مرز بین قربانی و هیولا فقط یک قدم است.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.