داستان
کاگامی جونیچیرو توی دوران نوجوانی یه نابغهی فیزیک بود و حتی مقالهش توی مجلهی معتبر «Nature» هم چاپ شده بود. اما بعد از دانشگاه، یهدفعه کلاً علاقهش رو به علم از دست داد.
حالا بهعنوان کسی که نه کار میکنه و نه درس میخونه، تمام وقتش رو پای وبلاگ انیمهش و جمع کردن وسایل کلکسیونی و چیزهای نردی میگذرونه. خودش هم ادعا میکنه به یه بیماری جدی مبتلاست به اسم «هر کاری که دلم نخواد انجام بدم، نمیتونم انجامش بدم»!
خواهر کوچیکترش که از این وضعیت حسابی کلافه شده، بالاخره براش توی همون دبیرستانی که خودش درس خونده، یه کار جور میکنه؛ تدریس فیزیک. کاگامی قطعاً معلم معمولیای نیست، ولی کمکم بین دانشآموزها محبوب میشه. بعد از اینکه به یکی از دخترهای مدرسه که بهشدت مورد آزار و اذیت قرار میگیره کمک میکنه، خودش هم میفهمه که شاید واقعاً از معلم بودن خوشش میاد. حالا باید دید کاگامی قراره همین شغل عجیبوغریب معلمی رو ادامه بده؟ دوباره برمیگرده سراغ فیزیک؟ یا آخرش دوباره به همون زندگی قبلیش برمیگرده؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.