داستان
سرنوشت باعث میشه دو نفری که در یک مجتمع مسکونی زندگی میکنن، در یک بعدازظهر معمولی با هم آشنا بشن.
«اوزاوا» ۲۶ سالشه و بهتازگی بعد از پنج سال رابطه از دوستپسرش جدا شده. اون در تلاشه زندگی خودش رو از نو بسازه که با «اویامادا»، مردی که چند طبقه پایینتر از اون زندگی میکنه، آشنا میشه.
اویامادا کمی منزوی و گوشهگیره، هرچند چند دوست داره. اتاقش هم پر از وسایل جورواجوریه که برادرش، که عادت داره بدون فکر خرید کنه، مرتب براش میفرسته.
اوزاوا به وسایل عجیب و غریب داخل اتاق اویامادا علاقهمند میشه و همین موضوع باعث میشه رابطهای دوستانه بین این دو شکل بگیره؛ رابطهای که کمکم رنگ و بوی چیزی فراتر از دوستی به خودش میگیره.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.