داستان
همهچیز از یه روز بارونی بعد از مدرسه شروع شد...
چند تا دوست برای آماده کردن جشنوارهی مدرسه که قراره فرداش برگزار بشه، بعد از تعطیلی میمونن. اولش فقط دارن وقت میگذرونن و برای هم داستانهای ترسناک تعریف میکنن، اما یهدفعه یه زلزلهی وحشتناک اتفاق میافته و انگار کل مدرسه دور سرشون خراب میشه.
وقتی به هوش میان، میبینن توی یه نسخهی موازی و عجیب از مدرسه گیر افتادن؛ یه مدرسهی متروکه و بههمریخته که تقویمش به سال ۱۹۲۷ برمیگرده. حالا باید راهی برای بیرون رفتن پیدا کنن، ولی با وجود جنازههای زیادی که گوشهوکنار مدرسه افتاده، یه سؤال ترسناک پیش میاد: آیا میتونن از این کابوس جون سالم به در ببرن، یا سرنوشتشون قراره مثل قربانیهای قبلی همینجا تموم بشه؟
نکته: تعداد چپترها شامل یک چپتر اضافه و یک چپتر مربوط به داستان اولیه هم میشه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.