داستان
یاتو خدایی بیخانمان است؛حتی زیارتگاهی هم ندارد، چه برسد به پرستشگر! برای رسیدن به هدفهای بلندپروازانهاش،خدماتی راه انداخته تا در ازای مبلغی ناچیز به نیازمندان کمک کند؛ به این امید که روزی آنقدر پول جمع کند که معبد باشکوه رویاهایش را بسازد.البته، او انتخاب زیادی ندارد،پس هر جور ماموریتی را قبول میکند، از پیدا کردن بچهگربههای گمشده گرفته تا کمک به دانشآموزی که میخواهد جلوی قلدر های مدرسه بایستد.
میدونستی؟
قفسهی من
فصلی که تا اون خوندی
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
۱
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.