داستان
این بار از خالق مانگای "دابل آرتز" یه داستان جالب دیگه داریم.
"راکو ایچیجو" دانش آموزی ممتاز با نمره های عالی و رفتار قابل تحسینه. اون یه دوست دختر از دوران بچگی به اسم "چیتوگه کریساکی" داره که به گفته خودش نمره هاش حتی از اون هم بهتره. این دو نفر از روز کریسمس وقتی به همدیگه هدیه دادن دیگه با هم کنار نیومدن. گذشته از این سلیقهشون هم کاملا با هم فرق داره.
خانواده های این دو نفر به خاطر رقابت های تجاری با هم درگیرن. خانواده راکو یاکوزا هستن و خانواده چیتوگه هم گانگسترن. رهبران هر دو گروه دوست دارن با هم کنار بیان چون اگه این درگیری متوقف نشه قطعا افراد زیادی کشته میشن. مشکل اینجاست که زیر دست هاشون به حرفشون گوش نمیدن. برای همین تصمیم میگیرن کاری کنن که دو خانواده مجبور بشن با هم همکاری کنن. راکو و چیتوگه میخوان عاشق هم بشن تا خانواده هاشون هم بتونن با هم به تفاهم برسن.
اما مشکل اینجاست که هر دو خانواده میدونن این دو نفر اصلا با هم کنار نمیان. برای همین طرفدارهای هر دو گروه تصمیم میگیرن قرار ملاقاتشون رو زیر نظر بگیرن تا مطمئن بشن واقعا با هم صمیمی و عاشقانه رفتار میکنن. از سینما رفتن و آواز خوندن توی کارائوکه گرفته تا خرید کردن و رفتن به شهربازی!
آیا این دو نفر واقعا با هم وارد رابطه میشن و باعث میشن خانواده هاشون هم با هم کنار بیان؟ یا خانواده ها به جنگشون ادامه میدن و دردسرهای بیشتری به وجود میارن؟
قفسهی من
📑 فهرست فصلها
عنوانها از MangaDex، ترجمهی خودکار
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
حالوهوای این اثر
چیزهایی که این اثر رو میسازه؛ هرچی پررنگتر، پررنگتر توی داستان.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.