آریون

—امتیاز خوانندگان

داستان

«آریون» پسر جوونی‌ـه که فقط همراه مادر نابیناش در سرزمینی خشک و بی‌حاصل زندگی می‌کنه. یه روز مردی به خونه‌شون میاد و خودش رو عموی آریون معرفی می‌کنه؛ مادر آریون هم اون مرد رو «هادس» صدا می‌زنه.

هادس به آریون می‌گه می‌دونه کجا می‌تونه یه گیاه دارویی خاص پیدا کنه؛ گیاهی که می‌تونه بینایی مادرش رو برگردونه. آریون که دلش می‌خواد مادرش دوباره بتونه ببینه، بدون اینکه از نقشه‌ی واقعی هادس خبر داشته باشه، همراه عمویش راهی سفر می‌شه.

همون لحظه‌ای که آریون قبول می‌کنه با هادس بره، مادرش انگار این اتفاق رو از ته دل حس می‌کنه. اون از خونه‌ی کوچیکش بیرون می‌دوه و رو به آسمون فریاد می‌زنه: «زئوس! برادرت داره آریون رو به سرزمین مردگان می‌بره!»

آریون خیلی زود متوجه می‌شه که هادس اون رو فریب داده و به دنیای زیرین برده؛ جایی که برای تبدیل شدن به جنگجویی قدرتمند آموزش می‌بینه، تا جایی که حتی بتونه با یک خدا مبارزه کنه.

در حالی که جنگی عظیم میان برادران تایتان درگرفته، آریون وارد ماجرایی بزرگ می‌شه که در نهایت مسیرش رو به سمت «المپ»، خانه‌ی زئوس، می‌بره.

داستان آریون، پسربچه‌ای که ناخواسته وارد دنیای خدایان و الهه‌های یونان باستان می‌شه و در میان اون‌ها ماجراهای بزرگی رو پشت سر می‌ذاره.

قفسه‌ی من

فصلی که تا اون خوندی

آمار خوانندگان هیکاری

همه‌ی این عددها از امتیازها و فهرست‌های کاربران همین سایت ساخته می‌شن.

توزیع امتیازها

وضعیت خوانندگان

جامعه

هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.

۱

سطح مشارکت:

امتیاز تو

از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.

خوندنش چه حسی داشت؟

یکی رو انتخاب کن.

محبوب‌ترین شخصیت

این تگ‌ها چقدر درستن؟

با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.

نظرات

گزارش اشتباه

این بخش با کمک هوش مصنوعی نوشته شده. اگر چیزی نادرسته، بنویس تا بررسی و اصلاح شه.