داستان
دختر دبیرستانیای به اسم «کانزاکی میتسوکی» وقتی مادرش با یه مرد مطلقه که یه پسر داره ازدواج میکنه، صاحب یه برادر بزرگتر میشه. کمی بعد، ناپدری جدیدش برای کار به خارج از کشور منتقل میشه و مادر میتسوکی هم همراهش میره؛ در نتیجه میتسوکی تنها با برادر ناتنی جدیدش، «یویا»، میمونه. میتسوکی که احساس میکنه مادرش ولش کرده، از یویا فاصله میگیره و هیچوقت رابطهی خوبی باهاش پیدا نمیکنه و حتی بهسختی باهاش حرف میزنه.
اما یه روز، فرشته/روحی به اسم «هیوری» به سراغ میتسوکی میاد و بدنش رو در اختیار میگیره و سعی میکنه به یویا نزدیک بشه. هیوری روح دختریه که مرده، اما نمیتونه به دروازههای بهشت برسه و به آرامش ابدی دست پیدا کنه.
برای رسیدن به بهشت، هیوری کمربندی به اسم TST دور میتسوکی میبنده که هر بار میتسوکی از طرف یویا احساسات عاشقانه پیدا میکنه، پر میشه؛ مثلاً با قرار گذاشتن یا بوسه. هر بار که کمربند پر میشه، هیوری یک قدم روی پلی که وضعیت فعلیش رو به دروازههای بهشت وصل میکنه جلو میره.
اگه میتسوکی بخواد از شر هیوری خلاص بشه، باید با یویا، که فقط برادر ناتنیشه، رابطهی نزدیکتری پیدا کنه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.