داستان
تادا بانری، دانشجوی تازهوارد یه دانشکدهی حقوق خصوصی در توکیو، بعد از مراسم افتتاحیه کاملاً راهش رو گم میکنه و دنبال محل برگزاری جلسهی معارفهی دانشجوهای سال اول میگرده. همون موقع، با یه دانشجوی سالاولی دیگه از همون دانشگاه که اون هم گم شده بود، یعنی یاناگیساوا میتسوئو، برخورد میکنه و این دوتا خیلی زود با هم جور میشن.
بالاخره به هر شکلی که شده، درست سر وقت به مقصد میرسن؛ اما همونجا یه دختر زیبا با یه دستهگل رز جلوی این دوتا ظاهر میشه. دختر دستهگل رو محکم میکوبه تو صورت میتسوئو و بعد گلها رو بهش میده.
«دانشجوی سال اول، تبریک میگم.»
همین رو میگه و بعد میره. اون زن شیکپوش، خوشلباس و بینقصی که به میتسوئو حمله کرده بود، دوست دوران کودکی خودش، کاگا کوکو بود. این دوتا وقتی بچه بودن به هم قول داده بودن که یه روز با هم ازدواج کنن و به رویای بچگیشون برسن.
میتسوئو برای اینکه از دست کوکو فرار کنه، مخفیانه از خونه بیرون زده بود و در آزمون ورودی این دانشگاه خصوصی معروف شرکت کرده بود؛ اما حالا کوکو هم سر و کلهاش توی سالن معارفهی دانشجوهای سال اول پیدا شده بود. اون هم در آزمون ورودی دانشکدهی حقوق شرکت کرده بود تا خودش رو به میتسوئو برسونه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.